کس درنیامدست بدین خوبی از دری
سعدی

  1. کس درنیامدست بدین خوبی از دری

    دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

    تا به حال هیچ کسی به خوبی تو از هیچ دری وارد نشده است! دیگر هیچ مادری فرزندی همچون تو به دنیا نخواهد آورد.

  2. خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود

    گوید دو آفتاب نباشد به کشوری

    اگر تو چهره‌ات را پنهان نکنی، ناگزیر خورشید از افق پایین خواهد رفت چرا که می‌گوید در یک کشور نمی‌تواند دو خورشید وجود داشته باشد!

  3. اول منم که در همه عالم نیامده ست

    زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری

    من نخستین کسی هستم که هیچ منظره‌ای زیباتر از تو در نظرم ظاهر نشده است.

  4. هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه

    امروزم آرزوی تو درداد ساغری

    پیش از این، هیچ بهره‌ای از میخانه‌ی عشق نبرده بودم. امروز به پیاله‌ای از شراب عشق تو دست یافتم

  5. یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان

    یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری

    از دو حالت خارج نیست: یا اینکه هیچ کسی به زیبایی تو در دنیا وجود ندارد و یا اینکه چنین کسی وجود دارد ولی چون به عشق تو دلبسته‌ام، متوجه حضور او نشده‌ام

  6. بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم

    نشنیده ام که سرو چنین آورد بری

    بر قامت همچون سرو تو، چهره‌ای چون گل و چشمی چون بادام روییده است؛ هیچ نشنیده‌ام که سروی باشد که چنین باری درآورده باشد!

  7. رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب

    پرتو دهد چنان که شب تیره اختری

    معشوق من چهره‌ای دارد که اگر در روز روشن نقاب از چهره بردارد، آنچنان پرتو نوری از آن خارج می‌شود که گویی در شب تیره ستاره‌ای دمیده است.

  8. همراه من مباش که غیرت برند خلق

    در دست مفلسی چو ببینند گوهری

    همراه من نباش چرا که اگر مردم ببینند در دست بیچاره‌ای چون من، جواهری است، حسادت خواهند ورزید

  9. من کم نمی کنم سر مویی ز مهر دوست

    ور می زند به هر بن موییم نشتری

    اگر به ریشه‌ی تک تک موهایم، زخم بزند، به اندازه‌ی یک سر مو هم از محبتم نسبت به دوست کم نخواهم کرد.

  10. روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی

    تا در رهت به هر قدمت می نهد سری

    شاید روزی قدم بر چشم سعدی بگذاری تا سرش را قربانی هر قدمت کند

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
نشنیده ام که سرو چنین آورد بری
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
ور می زند به هر بن موییم نشتری
تا در رهت به هر قدمت می نهد سری کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
نشنیده ام که سرو چنین آورد بری
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
ور می زند به هر بن موییم نشتری
تا در رهت به هر قدمت می نهد سری کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو
  • پس زمینه شب متن نوشته:  دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
نشنیده ام که سرو چنین آورد بری
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
ور می زند به هر بن موییم نشتری
تا در رهت به هر قدمت می نهد سری کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو قا
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
نشنیده ام که سرو چنین آورد بری
پرتو دهد چنان که شب تیره اختری
در دست مفلسی چو ببینند گوهری
ور می زند به هر بن موییم نشتری
تا در رهت به هر قدمت می نهد سری کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
همراه من مباش که غیرت برند خلق
من کم نمی کنم سر مویی ز مهر دوست
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
همراه من مباش که غیرت برند خلق
من کم نمی کنم سر مویی ز مهر دوست
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
ن
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
همراه من مباش که غیرت برند خلق
من کم نمی کنم سر مویی ز مهر دوست
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری
ن
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  کس درنیامدست بدین خوبی از دری
خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود
اول منم که در همه عالم نیامده ست
هرگز نبرده ام به خرابات عشق راه
یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان
بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم
رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب
همراه من مباش که غیرت برند خلق
من کم نمی کنم سر مویی ز مهر دوست
روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
گوید دو آفتاب نباشد به کشوری
زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
امروزم آرزوی تو درداد ساغری
یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری

    • ساغری

      پیاله
      جام
      پیغاله
      قدح
      ساغر
      پیاله
      کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است
    • خرابات

      خرابات
      جمع خرابه. ویرانه ها
      می‌خانه، میکده، شراب خانه
      قمار خانه
      در اصطلاح تصوف، مرتبه ویرانی عادت‌های نفسانی
    • پروای

      پروا
      ترس
      تاب توان
      عزم میل رغبت
      توجه التفات
    • سرو

      سرو
      سرو
      سرو
      درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
    • اختری

      اختر
      سیاره، ستاره
      ستاره بخت و اقبال، فال، طالع
    • نشتری

      نیش
      نشتر
      نیشتر
      نیش
      هرچیزنوک تیز بخصوص افزاری بوده که با آن رگ را باز می‌کرده‌اند
      عضوی ازبدن حشرات گزنده که با آن می‌گزند