کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
سعدی

  1. کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی

    ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی

  2. لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی

    نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی

  3. هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق

    غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی

  4. ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی

    تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی

  5. تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت

    تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی

  6. صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی

    نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی

  7. اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی

    عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی

  8. به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد

    که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی

  9. دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد

    اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی

  10. کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن

    نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی

  11. به اختیار تو سعدی چه التماس برآید

    گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی
تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی
عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی
گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جم
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی
تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی
عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی
گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جم
  • پس زمینه شب متن نوشته:  ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی
تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی
عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی
گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جمال
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی
تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی
نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی
عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی
گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جم
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی
اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی
به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد
دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
به اختیار تو سعدی چه التماس برآید ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آن
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی
اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی
به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد
دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
به اختیار تو سعدی چه التماس برآید ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شم
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی
اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی
به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد
دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
به اختیار تو سعدی چه التماس برآید ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که شم
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی
اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی
به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد
دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
به اختیار تو سعدی چه التماس برآید ز هر که در نظر آید گذشته ای به نکویی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی
غلام مجلس آنم که ش