شعرفارسی

چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
سعدی

  1. چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این

    چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این

  2. کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد

    به دیگری نگرد یا به خود محالست این

  3. کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم

    جواب داد که در غایت کمالست این

  4. نماز شام به بام ار کسی نگاه کند

    دو ابروان تو گوید مگر هلالست این

  5. لبت به خون عزیزان که می خوری لعلست

    تو خود بگوی که خون می خوری حلالست این

  6. چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم

    ز دوستی که فراقست یا وصالست این

  7. شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب

    ولی ز فکر تو خواب آیدم خیالست این

  8. درازنای شب از چشم دردمندان پرس

    عزیز من که شبی یا هزار سالست این

  9. قلم به یاد تو در می چکاند از دستم

    مداد نیست کز او می رود زلالست این

  10. کسان به حال پریشان سعدی از غم عشق

    زنخ زنند و ندانند تا چه حالست این

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
تو خود بگوی که خون می خوری حلالست این
ز دوستی که فراقست یا وصالست این
ولی ز فکر تو خواب آیدم خیالست این
عزیز من که شبی یا هزار سالست این
مداد نیست کز او می رود زلالست این
زنخ زنند و ندانند تا چه حالست این چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
تو خود بگوی که خون می خوری حلالست این
ز دوستی که فراقست یا وصالست این
ولی ز فکر تو خواب آیدم خیالست این
عزیز من که شبی یا هزار سالست این
مداد نیست کز او می رود زلالست این
زنخ زنند و ندانند تا چه حالست این چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه
  • پس زمینه شب متن نوشته:  چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
تو خود بگوی که خون می خوری حلالست این
ز دوستی که فراقست یا وصالست این
ولی ز فکر تو خواب آیدم خیالست این
عزیز من که شبی یا هزار سالست این
مداد نیست کز او می رود زلالست این
زنخ زنند و ندانند تا چه حالست این چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه کن
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
تو خود بگوی که خون می خوری حلالست این
ز دوستی که فراقست یا وصالست این
ولی ز فکر تو خواب آیدم خیالست این
عزیز من که شبی یا هزار سالست این
مداد نیست کز او می رود زلالست این
زنخ زنند و ندانند تا چه حالست این چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه کند
لبت به خون عزیزان که می خوری لعلست
چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم
شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
قلم به یاد تو در می چکاند از دستم
کسان به حال پریشان سعدی از غم عشق چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلا
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه کند
لبت به خون عزیزان که می خوری لعلست
چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم
شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
قلم به یاد تو در می چکاند از دستم
کسان به حال پریشان سعدی از غم عشق چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه کند
لبت به خون عزیزان که می خوری لعلست
چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم
شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
قلم به یاد تو در می چکاند از دستم
کسان به حال پریشان سعدی از غم عشق چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست این
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  چه روی و موی و بناگوش و خط و خالست این
کسی که در همه عمر این صفت مطالعه کرد
کمال حسن وجودت ز هر که پرسیدم
نماز شام به بام ار کسی نگاه کند
لبت به خون عزیزان که می خوری لعلست
چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم
شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
قلم به یاد تو در می چکاند از دستم
کسان به حال پریشان سعدی از غم عشق چه قد و قامت و رفتار و اعتدالست این
به دیگری نگرد یا به خود محالست این
جواب داد که در غایت کمالست این
دو ابروان تو گوید مگر هلالست ای