شعرفارسی

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
سعدی

  1. هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

    چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

    هر کسی که محبوب را دید، آرام و قرار از دلش می‌رود. هر کسی که به این دام گرفتار شد، امید رهایی نداشته باشد.

  2. یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم

    پرده برانداختی کار به اتمام رفت

    تنها یاد تو در میان بود و ما عاشق و بی‌قرار بودیم. حال که پرده حائل را کنار زدی، کار ما را یکسره کردی!

  3. ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

    سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت

    ماه در روز نمی‌تابد! این چیست که در خانه می‌تابد؟ سرو در پشت بام نمی‌روید! چه کسی است که بر بام رفته است؟

  4. مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق

    خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

    نور خورشید عشق، شعله‌ای را فروزان کرد. این شعله، خرمن خواص را سوزاند و دنیای عوام زا از میان برد.

  5. عارف مجموع را در پس دیوار صبر

    طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

    عارفی که خاطر جمع بود، در پشت دیوار صبر، طاقت صبر کردن نداشت. آبروریزی شد و نام و اعتبارش از دست رفت.

  6. گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

    حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

    اگر در کل عمرم، فقط یک نفس در کنار تو باشم، همه بهره من از عمرم، تنها این یک نفس خواهد بود و بقیه عمرم بیهوده از دست رفته است.

  7. هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

    آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

    هر کسی که هوا و هوسی در سر نپروراند و یا در غم دوری یاری نسوخت، دست آخر که از این دنیا می‌رود، خام و نپخته خواهد رفت.

  8. ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

    راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت

    ما در راه رسیدن به دوستان،‌ با سر قدم برمی‌داریم. چرا که کسی که با پاهایش در این راه قدم برمی‌دارد، به جایی نمی‌رسد.

  9. همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

    می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت

    اراده سعدی به سمت و سوی عشق نبود ولی هر گاه که شراب را به کام خود بریزی، عقل تو می‌میرد بدون اینکه بهره‌ای از دنیا برده باشد.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
  • پس زمینه شب متن نوشته:  چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
گر
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام ر
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاصل
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
حاص

    • سرو

      سرو
      سرو
      سرو
      درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
    • خانگه

      خانگه
      خانقه
      خانقاه . خانقه . مخفف خانگاه
      عالم . دنیا
    • دمی

      دم
      نفس
      گرما
      آه
      لحظه، هنگام