قطره کوچک باران و فروتنی او
سعدی

باب چهارم در تواضع حکایت در این معنی

  1. یکی قطره باران ز ابری چکید

    خجل شد چو پهنای دریا بدید

    یک قطره باران از یک ابر فروافتاد. هنگامی که وسعت دریا را دید، از خود شرمسار شد.

  2. که جایی که دریاست من کیستم

    گر او هست حقا که من نیستم

    با خود گفت که جایی که دریا به این عظمت وجود دارد، من چه ارزشی دارم؟ جایی که او وجود داشته باشد، انصافا وجود من معنی ندارد.

  3. چو خود را به چشم حقارت بدید

    صدف در کنارش به جان پرورید

    از آنجایی که با دیده فروتنی به خودش نگاه کرد، صدف، او را جانانه در کنار خودش پرورش داد.

  4. سپهرش به جایی رسانید کار

    که شد نامور لؤلؤ شاهوار

    بخت و اقبال کار او را به جایی رسانید که آن قطره حقیر، به یک مروارید شاهوار معروف تبدیل شد.

  5. بلندی از آن یافت کو پست شد

    در نیستی کوفت تا هست شد

    سروری و بزرگی را از آن جا بدست آورد که خودش را دست کم گرفت. در خانه نیستی را زد تا به هستی رسید.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد
  • پس زمینه شب متن نوشته:  خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  یکی قطره باران ز ابری چکید
که جایی که دریاست من کیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
سپهرش به جایی رسانید کار
بلندی از آن یافت کو پست شد خجل شد چو پهنای دریا بدید
گر او هست حقا که من نیستم
صدف در کنارش به جان پرورید
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
در نیستی کوفت تا هست شد

    • در

      دُرّ
      لولو
      مروارید
      لولو
      نوعی جواهر است به شکل کروی که در داخل صدف‌ها تشکیل می‌شود. در قدیم تصور براین بوده که با چکیدن قطره باران به درون صدفی که در سطح دریا دهان بازکرده، مروارید پرورش می‌یابد
      دُر (جمع آن=دُرَر)، مروارید درشت است
    • سپهرش

      سپهر
      آسمان و به معنای مجازی تقدیر و سرنوشت