شعرفارسی

زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
سعدی

  1. زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام

    خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام

    خوشا به سعادت من که تو برای سلام گفتن به پیشم آمدی. خوش آمدی و بر تو سلام و نیکی

  2. قیام خواستمت کرد عقل می گوید

    مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام

    می‌خواستم که در برابرت بایستم اما عقلم به من می‌گوید که این کار را نکن چرا که در حضور سرو ایستادن مودبانه نیست

  3. اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای

    ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام

    اگر می‌خواهی که بازار شکر کساد شود، سخن بگو. و اگر می‌خواهی سرو خجالت بکشد، خرامان راه برو.

  4. تو آفتاب منیری و دیگران انجم

    تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام

    تو خورشید نوربخش هستی و دیگران ستارگان هستند. تو روان پاک هستی و مردم روزگار جسم‌هایی بیش نیستند.

  5. اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست

    که دیگران همه نقشند بر در حمام

    اگر تو انسان هستی، من اعتقاد دارم که سایرین همگی نقاشی‌ای بر در حمام هستند

  6. تنک مپوش که اندام های سیمینت

    درون جامه پدیدست چون گلاب از جام

    لباس نازک نپوش چرا که بدن سفیدت از میان لباس پیدا است همانگونه که گلاب از میان شیشه گلاب پیداست.

  7. از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست

    درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام

    اتفاقاً‌ چقدر بهتر است که کمر دو دوست درون یک لباس باشند همانگونه که دو مغز بادام درون یک پوسته بادام هستند.

  8. سماع اهل دل آواز ناله سعدیست

    چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام

    سماع اهل دل، آواز ناله سعدی است. وقتی که آواز سعدی باشد، دیگر جایی برای زمزمه بلبل و ناله کبوتر باقی نمی‌ماند.

  9. در این سماع همه ساقیان شاهدروی

    بر این شراب همه صوفیان دردآشام

    در این سماع، همگی ساقیان زیبارو هستند. پیش این شراب، همه صوفیان ولع شراب دارند.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام
بر این شراب همه صوفیان دردآشام زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام
بر این شراب همه صوفیان دردآشام زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه
  • پس زمینه شب متن نوشته:  خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام
بر این شراب همه صوفیان دردآشام زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه خ
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام
بر این شراب همه صوفیان دردآشام زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
سماع اهل دل آواز ناله سعدیست
در این سماع همه ساقیان شاهدروی خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درو
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
سماع اهل دل آواز ناله سعدیست
در این سماع همه ساقیان شاهدروی خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهن
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
سماع اهل دل آواز ناله سعدیست
در این سماع همه ساقیان شاهدروی خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیرهن
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای
تو آفتاب منیری و دیگران انجم
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست
تنک مپوش که اندام های سیمینت
از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
سماع اهل دل آواز ناله سعدیست
در این سماع همه ساقیان شاهدروی خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
که دیگران همه نقشند بر در حمام
درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
درون پیره

    • زهی

      زهی
      آفرین . احسنت
      افسوس . آه . دریغا
    • الاکرام

      اکرام
      الاکرام
      بزرگداشت
      نیکی، احسان
    • سرو

      سرو
      سرو
      سرو
      درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
    • بخرام

      خرام
      خرامیدن
      خرامان
      چمان
      چمیدن
      راه رفتن و رفتاری که از روی ناز و سرکشی و زیبائی باشد.
      وفای به عهد
      مهمانی و ضیافت
      هرچیز خوش
      نوید و مژدگانی
      هدیه و پیشکش
    • جام

      جام
      جام
      پیاله آبخوری، پیاله شرابخوری
      آیینه شیشه‌ای، شیشه‌های رنگی
      جام جم: جام گیتی نما، جام جهان نما. جامی که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی اختراع کرد و در آن اوضاع جهان را مشاهده می کرد، این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید. در عرفان از این جام به دل تعبیر می شود.
    • تنک

      تُنُک
      تَنُک
      نازک و لطیف
      کم و اندک
      رقیق
      سست
      نرم
      کم عمق
    • عندلیب

      عندلیب
      هزاردستان
      بلبل
      مرغ چمن
      مرغ سحر
      هزار
      بلبل
      پرنده ایست جزو راسته ٔ گنجشکان متعلق به دسته ٔ دندانی نوکان که قدش تقریباً به اندازه ٔ گنجشک است و رنگش در پشت خاکستری متمایل به قرمز و در زیر شکم متمایل به زرد است . نوکش ظریف و تیز است . این پرنده حشره خوار است و آوازی دلکش دارد
    • سماع

      سماع
      سماع صوفیانه
      شنیدن
      آواز، سرود
      وجد و سرور و شادی و پایکوبی صوفیانه
    • ساقیان

      ساقی
      کسی که آب یا شراب به دیگران دهد.
    • دردآشام

      دُرد
      ته نشین، رسوب، تیرگی (شراب و روغن و ...)
      مطلق شراب