در تأثیر تربیت حکایت دوم
سعدی

  1. حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطرست یا دزد بیکبار ببرد یا خواجه بتفاریق بخورد

  2. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولتست هر جا که رود قدر بیند و بر صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند

  3. سختست پس از جاه تحکم بردن

    خو کرده بناز جور مردم بردن

  4. وقتی افتاد فتنه ای در شام

    هرکس از گوشه ای فرا رفتند

  5. روستازادگان دانشمند

    بوزیری پادشا رفتند

  6. پسران وزیر ناقص عقل

    بگدائی بروستا رفتند

  7. میراث پدر خواهی علم پدر آموز

    کاین مال پدر خرج توان کرد به یک روز

  • دولت

    دولت
    حکومت ، سلطنت ، هیئت وزیران
    سعادت ، طالع
    جاه ، مکنت
    مدد، کمک
  • ملک

    مِلْک
    مُلْک
    دارایی
    زمین متعلق به شخص