شعرفارسی

در آداب صحبت گفتار بیست و هفتم
سعدی

  1. روده تنگ بیک نان تهی پر گردد

    نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ

    ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری بسر نبرند حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر و حکما گفته اند توانگری به قناعت به از توانگری ببضاعت

  2. پدر چون دور عمرش منقضی گشت

    مراین یک نصیحت کرد و بگذشت

  3. که شهوت آتشست از وی بپرهیز

    بخود بر آتش دوزخ مکن تیز

  4. در آن آتش نداری طاقت سوز

    بصبر آبی برین آتش زن امروز

کتاب فروشان - فروش کتاب های دست دوم