شعرفارسی

در آداب صحبت گفتار بیست و نهم
سعدی

  1. خاک مشرق شنیده ام که کنند

    بچهل سال کاسه ای چینی

    هر چه زود برآید دیر نپاید

  2. صد بروزی کنند در مردشت

    لاجرم قیمتش همی بینی

  3. مرغک از بیضه برون آید و روزی طلبد

    وآدمی بچه ندارد خبر از عقل و تمیز

  4. آنکه ناگاه کسی گشت بچیزی نرسید

    وین بتمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز

  5. آبگینه همه جا یابی از آن قدرش نیست

    لعل دشخوار بدست آید از آنست عزیز

  6. به چشم خویش دیدم در بیابان

    که آهسته سبق برد از شتابان

    کارها به صبر برآید و مستعجل بسر درآید

  7. سمند بادپای از تگ فروماند

    شتربان همچنان آهسته میراند

کتاب فروشان - فروش کتاب های دست دوم