خانه صاحب نظران می بری
سعدی

  1. خانه صاحب نظران می بری

    پرده پرهیزکنان می دری

  2. گر تو پری چهره نپوشی نقاب

    توبه صوفی به زیان آوری

  3. این چه وجودست نمی دانمت

    آدمیی یا ملکی یا پری

  4. گر همه سرمایه زیان می کند

    سود بود دیدن آن مشتری

  5. نسخه این روی به نقاش بر

    تا بکند توبه ز صورتگری

  6. با تترت حاجت شمشیر نیست

    حمله همی آری و دل می بری

  7. گر تو در آیینه تأمل کنی

    صورت خود باز به ما ننگری

  8. خسرو اگر عهد تو دریافتی

    دل به تو دادی که تو شیرینتری

  9. گر دری از خلق ببندم به روی

    بر تو نبندم که به خاطر دری

  10. سعدی اگر کشته شود در فراق

    زنده شود چون به سرش بگذری

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود چون به سرش بگذری خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود چون به سرش بگذری خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر
  • پس زمینه شب متن نوشته:  پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود چون به سرش بگذری خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر کش
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود چون به سرش بگذری خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر کشته شود در فراق پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زن
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر کشته شود در فراق پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر کشته شود در فراق پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  خانه صاحب نظران می بری
گر تو پری چهره نپوشی نقاب
این چه وجودست نمی دانمت
گر همه سرمایه زیان می کند
نسخه این روی به نقاش بر
با تترت حاجت شمشیر نیست
گر تو در آیینه تأمل کنی
خسرو اگر عهد تو دریافتی
گر دری از خلق ببندم به روی
سعدی اگر کشته شود در فراق پرده پرهیزکنان می دری
توبه صوفی به زیان آوری
آدمیی یا ملکی یا پری
سود بود دیدن آن مشتری
تا بکند توبه ز صورتگری
حمله همی آری و دل می بری
صورت خود باز به ما ننگری
دل به تو دادی که تو شیرینتری
بر تو نبندم که به خاطر دری
زنده شود