ای یار جفاکرده پیوندبریده
سعدی

  1. ای یار جفاکرده پیوندبریده

    این بود وفاداری و عهد تو ندیده

    ای یاری که ستم کرده‌ای و عهد و پیمان را شکسته‌ای! این بود وفاداری و عهد و پیمانی که از تو ندیدیم.

  2. در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

    گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

    از بس در کوی تو بوده‌ام، شهره عام شده‌ام و با این همه، از دیدن چهره تو محروم هستم. همانند گرگی هستم که دهان او آلوده به خون یوسف است اما به واقع یوسف را ندریده است.

  3. ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند

    افسانه مجنون به لیلی نرسیده

    ما هیچ نصیبی از تو نیافتیم و همه مردم شهر داستان مجنونی که به وصال لیلی نرسیده است را تعریف کردند.

  4. در خواب گزیده لب شیرین گل اندام

    از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

    در خواب و رویا، لبان شیرین آن گل‌اندام را گاز زده‌ام. از خواب دیدن چیزی بجز تاسف و حیرت و حسرت حاصل نمی‌شود.

  5. بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم

    چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

    در راه رسیدن به تو تلاش بیهوده بسیاری انجام دادیم. همانند کودکی که بیهوده به دنبال گنجشک پریده می‌دود (تا او را بگیرد ولی هرگز موفق نمی‌شود او را بگیرد)

  6. مرغ دل صاحب نظران صید نکردی

    الا به کمان مهره ابروی خمیده

    تنها با کمک ابروان منحنی خود (که همانند کمان پرتاب کننده مهره است) توانستی دل صاحب نظران را همانند پرنده‌ای شکار کنی.

  7. میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس

    غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

    خم شدن تو شبیه خرامیدن طاووس است. غمزه تو همانند نگاه آهوی فراری است.

  8. گر پای به در می نهم از نقطه شیراز

    ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

    اگر پایم را از در بیرون بگذارم، راهی برای بیرون رفتن از شیراز برای من وجود ندارد چرا که تو به دور من حلقه‌ای کشیده‌ای و من را درون این حلقه گرفتار کرده‌ای

  9. با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

    رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده

    نمی‌توان با دستان بلوری تو زورآزمایی کرد. ما رفتیم در حالی که داشتیم برایت دعا می‌کردیم و از زبان تو دشنام می‌شنیدیم.

  10. روی تو مبیناد دگر دیده سعدی

    گر دیده به کس بازکند روی تو دیده

    اگر  در حالی که سعدی یک بار چهره تو را دیده است، به چهره کس دیگری نگاه کند، (دعا می‌کنم که) چشمانش دیگر روی تو را نبیند.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ابروی خمیده
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید ن
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ابروی خمیده
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید ن
  • پس زمینه شب متن نوشته:  این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ابروی خمیده
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید نکر
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ابروی خمیده
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده
گر دیده به کس بازکند روی تو دیده ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید ن
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
گر پای به در می نهم از نقطه شیراز
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
گر پای به در می نهم از نقطه شیراز
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ا
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
گر پای به در می نهم از نقطه شیراز
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره ا
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ای یار جفاکرده پیوندبریده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
گر پای به در می نهم از نقطه شیراز
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی این بود وفاداری و عهد تو ندیده
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
الا به کمان مهره

    • غمزت

      غمزه
      اشاره با چشم و ابرو
      پلک زدن از روی ناز و کرشمه
      در اصطلاح عاشقان، کنایت از عدم التفات است.
      دراصطلاح تصوف، بمعنی فیض و جذبه ٔ باطن است که نسبت به سالک واقع شود.
    • خرامیدن

      خرام
      خرامیدن
      خرامان
      چمان
      چمیدن
      راه رفتن و رفتاری که از روی ناز و سرکشی و زیبائی باشد.
      وفای به عهد
      مهمانی و ضیافت
      هرچیز خوش
      نوید و مژدگانی
      هدیه و پیشکش