اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
سعدی

  1. اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی

    به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی

  2. چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر

    تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی

  3. غلام حلقه سیمین گوشوار توام

    که پادشاه غلامان حلقه در گوشی

  4. به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی

    نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی

  5. به روزگار عزیزان که یاد می کنمت

    علی الدوام نه یادی پس از فراموشی

  6. چنان موافق طبع منی و در دل من

    نشسته ای که گمان می برم در آغوشی

  7. چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند

    مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی

  8. رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست

    که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی

  9. به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا

    بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی

  10. تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار

    چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی

  11. تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست

    تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی

  12. وفای یار به دنیا و دین مده سعدی

    دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلقه در گوشی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
علی الدوام نه یادی پس از فراموشی
نشسته ای که گمان می برم در آغوشی
مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی
که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی
بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی
چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی
تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلقه در گوشی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
علی الدوام نه یادی پس از فراموشی
نشسته ای که گمان می برم در آغوشی
مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی
که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی
بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی
چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی
تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار
  • پس زمینه شب متن نوشته:  به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلقه در گوشی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
علی الدوام نه یادی پس از فراموشی
نشسته ای که گمان می برم در آغوشی
مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی
که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی
بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی
چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی
تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار ت
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلقه در گوشی
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
علی الدوام نه یادی پس از فراموشی
نشسته ای که گمان می برم در آغوشی
مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی
که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی
بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی
چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی
تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار توام
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی
به روزگار عزیزان که یاد می کنمت
چنان موافق طبع منی و در دل من
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند
رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست
به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا
تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلا
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار توام
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی
به روزگار عزیزان که یاد می کنمت
چنان موافق طبع منی و در دل من
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند
رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست
به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا
تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلق
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار توام
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی
به روزگار عزیزان که یاد می کنمت
چنان موافق طبع منی و در دل من
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند
رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست
به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا
تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حلق
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی پوشی
چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر
غلام حلقه سیمین گوشوار توام
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی
به روزگار عزیزان که یاد می کنمت
چنان موافق طبع منی و در دل من
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند
رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست
به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا
تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی به هتک پرده صاحب دلان همی کوشی
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
که پادشاه غلامان حل