واکنش پروین به کشف حجاب و برداشتن چادر از روی سر زنان ایرانی توسط رضا شاه
پروین

واکنش پروین به کشف حجاب و برداشتن چادر از روی سر زنان ایرانی توسط رضا شاه
شعری از پزوین اعتصامی که در زمان حکومت رضا شاه و در حمایت از کشف حجاب رضاخانی سروده شده است. این شعر از چاپ های جدید دیوان پروین حذف شده است

  1. زن در ایران پیش از این گوئی که ایرانی نبود

    پیشه اش ، جز تیره روزی و پریشانی نبود

  2. زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت

    زن چه بود آنروزها، گر زانکه زندانی نبود

  3. کس چو زن ، اندر سیاهی قرنها منزل نکرد

    کس چو زن ‌، در معبد سالوس، زندانی نبود

  4. در عدالتخانه انصاف، زن شاهد نداشت

    در دبستان فضیلت،زن دبستانی نبود

  5. دادخواهی های زن میماند عمری بی جواب

    آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود

  6. بس کسان را جامه و چوب شبانی بود،لیک

    در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود

  7. از برای زن ،به میدان فراخ زندگی

    سرنوشت و قسمتی ، جز تنگ میدانی نبود

  8. نور دانش را ز چشم زن نهان می داشتند

    این ندانستن، ز پستس و گرانجانی نبود

  9. زن کجا بافنده می شد ، بی نخ و دوک و هنر

    خرمن حاصل نبود،آنجا که دهقانی نبود

  10. میوه های دکّه دانش فراوان بود ، لیک

    بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

  11. در قفس می آرمید و در قفس میداد جان

    در گلستان، نام این مرغ گلستانی نبود

  12. بهر زن، تقلید تیهِ فتنه و چاه بلاست

    زیرک آنزن، کو رهش این راه ظلمانی نبود

  13. آب و رنگ از علم میبایست ، شرط برتری

    با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود

  14. جلوه صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست

    عزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود

  15. ارزش پوشنده،کفش و جامه را ارزنده کرد

    قدر و پستی،با گرانی و به ارزانی نبود

  16. سادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گوهرند

    گوهر تابنده،تنها گوهر کانی نبود

  17. از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن

    زیور و زر، پرده پوش عیب نادانی نبود

  18. زن سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و پاک

    پای را آسیبی از آلوده دامانی نبود

  19. زن چو گنجور است و عفت گنج و حرص و آز،دزد

    وای اگر آگه ز آئین نگهبانی نبود

  20. اهرمن بر سفره تقوی نمی شد میهمان

    زانکه میدانست کانجا جای مهمانی نبود

  21. پا براه راست باید داشت،کاندر راه کج

    توشه ای و رهنوردی ، جز، پشیمانی نبود

  22. چشم و دل را پرده میبایست،اما از عفاف

    چادر پوسیده،بنیاد مسلمانی نبود

  23. خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار

    ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود

  24. شه نمی‌شد گر‌در این گمگشته کشتی ناخدای

    ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود

  25. باید این انوار را پروین به چشم عقل دید

    مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود