شامگاه
نادرپور

  1. شمشیر تیز باد

  2. چون سینه ی برآمده ی آب را شکافت

  3. از آن شکاف ماهی خونین آفتاب

  4. چون قلب گرم دریا بر ساحل اوفتاد

  5. دریای پیر کف به لب آورد و ناله کرد

  6. شب ناله را شنید و به بالین او شتافت