خطبه ی نوروزی
نادرپور

  1. شگفتا نخستین شب فروردین

  2. بزاد از پسین روز اسفندماه

  3. حریق شفق قفس سال را

  4. ز نو زاد در خرمن شامگاه

  5. ازین شب که بوی زمستان در اوست

  6. نیاید بهاران نو باورم

  7. الا ای درختان تاریک شب

  8. من از روح باران پریشانترم

  9. شما لرزه های تن خویش را

  10. فرو می تکانید در هم هنوز

  11. من اما ز سوز زمستان دل

  12. نیفشرده ام دیده بر هم هنوز

  13. الا ای درختان تاریک شب

  14. شما در نخستین دم کائنات

  15. زمین را به زیر قدم داشتید

  16. زمینی چو پایان شطرنج مات

  17. شما چون سپاهی به هنگام فتح

  18. به هر گام بیرق برافراشتید

  19. ولی چون به گوش آمد آوای ایست

  20. همه پای خود در زمین کاشتید

  21. چو در پیش تقدیر زانو زدید

  22. شما را جهان دست یاری گرفت

  23. شما چاره را در سکون یافتید

  24. مرا دل ره بیقراری گرفت

  25. شما را سکون گر دل آسوده کرد

  26. مرا بی قراری مرادی نداد

  27. زمین چون مرا مست خورشید دید

  28. به نامردی ام بند برپا نهاد

  29. هم کنون شما در پسین روز سال

  30. من اندر نخستین شب فروردین

  31. درختیم اما یکی بی بهار

  32. یکی گل برآورده از آستین

  33. بگویید تا صبح اردیبهشت

  34. براید ز آفاق تاریک من

  35. مگر برکشد غنچه ی آفتاب

  36. سر از شاخساران باریک من