از من تا خورشید
نادرپور

  1. شفق تنوره کشید

  2. و دست وحشی باد

  3. دریچه ها را مانند سنج بر هم کوفت

  4. و من نگاه به سوی درخت ها کردم

  5. در استخوان های لخت سینه شان خورشید

  6. بزرگ و خونین می کوفت می تپید هنوز

  7. و این تپیدن در ذزه های ریز هوا

  8. و در میان رگ سرخ سیم های مسین

  9. و در تنفس و در نبض و در شقیقه ی من

  10. طنین طبل سیاهان داشت

  11. دیدم میان خورشید

  12. این قلب آتشین و بزرگ درخت ها

  13. و قلب کوچک و گرم من ارتباطی هست

  14. دیدم میان نبض من و ذره های ریز هوا

  15. و سیم ها

  16. که ریل صداها و نورها هستند

  17. و تیک تک ساعت دیواری

  18. پیوند ناشناخته ای هست

  19. دیدم از آفتاب جدا نیستم

  20. از آب و از درخت و زمین هم

  21. از پشت پنجره مردی گذشت

  22. پاهای او

  23. با قلب و نبض من سفر آغاز کرده بود

  24. او در قلب من تنفس می کرد

  25. او با نبض من قدم برمی داشت

  26. اما دلش

  27. همراه و همصدای دل خورشید

  28. در استخوان سینه ی لخت درخت ها

  29. می کوفت می تپید

  30. غروب سایه دواند

  31. نگاهم از صف دور درخت ها برگشت

  32. و سوی اینه آمد

  33. صدای قلب من ایینه را ز هم ترکاند