پوکه
کسرایی

  1. پیش چشمانم در پرده اشک

  2. خالی افتاده یکی پوکه فشنگ

  3. که زمانی ز کمین گاهش تنگ

  4. به هدف سیبک سرخ دل دشمن به هدف می نگریست

  5. و چه غوغاها بودش در سر

  6. ولی از گرمی سودا سربش

  7. ذوب شد در بازار

  8. تا برآرند عروسکهای سربی از آن

  9. وز باروت درونش دیری است

  10. پاچه خیزک سازند

  11. و خود اینک خالی

  12. هدف تیر ملامت شده در رویایی