که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
حافظ

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

  1. که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

    که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی

  2. شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم

    که به همت عزیزان برسم به نیک نامی

  3. تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن

    که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی

  4. عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود

    نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی

  5. اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته

    به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی

  6. ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیح

    که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی

  7. سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش

    که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی

  8. به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت

    که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی

  9. بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ

    که چنان کشنده ای را نکند کس انتقامی

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی
که چنان کشنده ای را نکند کس انتقامی که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خ
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی
که چنان کشنده ای را نکند کس انتقامی که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خ
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی
که چنان کشنده ای را نکند کس انتقامی که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خام
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی
که چنان کشنده ای را نکند کس انتقامی که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خ
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیح
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به ه
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیح
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیح
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار بار
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
شده ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
ز رهم میفکن ای شیخ به دانه های تسبیح
سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
نه به نامه پیامی نه به خامه سلامی
به هزار با