منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
حافظ

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

  1. منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

    چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

    (آیا) این من هستم که چشمانم را به چهره یار باز نموده‌ام! چگونه سپاس تو را ای خداوند مشکل گشا و بنده پرور به جا بیاورم!

  2. نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی

    که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز

    به آنکسی که معشوق (همراه با مصیبت و سختی) را می‌خواهد بگو که گرد و غبار را از چهره خود نشوید؛ چرا که خاک کوی دوست، کیمیایی است که با آن می‌توان به خواسته خود رسید.

  3. ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل

    که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

    ای دل! در برابر مشکلات راه، تسلیم نشو (برنگرد و مسیرت را عوض نکن) چرا که آن کسی که مرد راه است، ترسی از پستی و بلندی‌های مسیر ندارد.

  4. طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق

    به قول مفتی عشقش درست نیست نماز

    بنا به حکم فتوادهنده مکتب عشق، عاشقی که با چیزی بجز خون جگر، خود را بشوید، نمازش صحیح نیست.

  5. در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر

    در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز

    در این جایگاه غیر واقعی، با چیزی بجز شراب، خودت را سرمست نساز. در این دنیایی که بازیچه‌ای بیش نیست، با چیزی بجز عشق، خودت را سرگرم نکن.

  6. به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی

    که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز

    با دادن نصف بوسه، دعایی از اهل دلی بخر. که این دعا می‌تواند حیله دشمنانت را از جسم و روان تو دور کند.

  7. فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق

    نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

    غزل‌های حافظ که در شیراز با آوازی بلند خوانده می‌شوند، زمزمه عشق را به حجاز و عراق هم رسانده‌اند.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
  • پس زمینه شب متن نوشته:  چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز

    • بنده نواز

      بنده نواز
      بنده پرور، کسی که به زیردستان مهربانی کند.
    • مراد

      مراد
      منظور، مقصود
      خواسته، اراده شده
    • کیمیای

      کیمیا
      ماده ای که به عقیدة قدما می توانست مس را تبدیل به طلا کند.
      مکر و حیله
      عشق و عاشقی
      هر چیز نادر و نایاب ، دست نیافتنی
      (در تصوف) نظر پیرو مرشد کامل
    • بلا

      بلا
      آزمایش
      سختی، گرفتاری
      مصیبت، آفت
      بدبختی ای که بدون انتظار و بی سبب بر سر کسی وارد آید.
      ظلم و ستم
      فتنه ، کنایه از معشوق بمناسبت رفتار و کردار او
    • نیاز

      نیاز
      حاجت، احتیاج
      اظهار محبت
      تجمل، تکلف، ناز
      مقصود. مطلوب، آرزو، میل، خواهش
      دوست، عزیز، محبوب
      تحفه درویشان، هدیه، پیشکش؛ هدیه و پیش کش از نقدو جنس که به مرشد یا پیری دهند.
    • عنان

      عنان
      لگام، افسار، دهنه
    • طریقت

      طریقت
      روش، سیرت
      مسلک
      سیرت اهل سلوک
    • پیاله

      پیاله
      جام
      پیغاله
      قدح
      ساغر
      پیاله
      کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است
    • مجازی

      مجاز
      غیر حقیقت، ضد حقیقت
      کنایه و استعاره. به کار بردن کلمه‌ای در غیرمعنی حقیقی خود
    • سراچه

      سراچه
      سرای کوچک، خلوت خانه
    • کید

      کید
      ستاره‌ای منحوس در علم نجوم
      مکر و فریب
    • نوای

      نوا
      نغمه، سرود، آواز، نام دستگاهی در موسیقی
      مال، دارایی، سود، بهره
      گرو، گروگان
    • زمزمه

      زمزمه
      نغمه، آوازی که به آهستگی خوانده شود
      دعایی که زردشتیان آهسته و زیر لب خوانند
    • بانگ

      بانگ
      آواز بلند، فریاد