ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
حافظ

  1. ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

    دل رمیده ما را رفیق و مونس شد

  2. نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

  3. به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

    فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

  4. به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

    گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

  5. خیال آب خضر بست و جام اسکندر

    به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

  6. طربسرای محبت کنون شود معمور

    که طاق ابروی یار منش مهندس شد

  7. لب از ترشح می پاک کن برای خدا

    که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

  8. کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود

    که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

  9. چو زر عزیز وجود است نظم من آری

    قبول دولتیان کیمیای این مس شد

  10. ز راه میکده یاران عنان بگردانید

    چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام
  • پس زمینه شب متن نوشته:  دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام ا
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
طربسرای محبت کنون شود معمور
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
ز راه میکده یاران عنان بگردانید دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
طربسرای محبت کنون شود معمور
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
ز راه میکده یاران عنان بگردانید دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که ط
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
طربسرای محبت کنون شود معمور
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
ز راه میکده یاران عنان بگردانید دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که ط
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
طربسرای محبت کنون شود معمور
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
ز راه میکده یاران عنان بگردانید دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
که

    • غمزه

      غمزه
      اشاره با چشم و ابرو
      پلک زدن از روی ناز و کرشمه
      در اصطلاح عاشقان، کنایت از عدم التفات است.
      دراصطلاح تصوف، بمعنی فیض و جذبه ٔ باطن است که نسبت به سالک واقع شود.