ز در درآ و شبستان ما منور کن
حافظ

ز در درآ و شبستان ما منور کن

  1. ز در درآ و شبستان ما منور کن

    هوای مجلس روحانیان معطر کن

  2. اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز

    پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن

  3. به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان

    بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن

  4. ستاره شب هجران نمی فشاند نور

    به بام قصر برآ و چراغ مه برکن

  5. بگو به خازن جنت که خاک این مجلس

    به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

  6. از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم

    به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن

  7. چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند

    کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن

  8. فضول نفس حکایت بسی کند ساقی

    تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

  9. حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال

    بیا و خرگه خورشید را منور کن

  10. طمع به قند وصال تو حد ما نبود

    حوالتم به لب لعل همچو شکر کن

  11. لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده

    بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن

  12. پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان

    ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
بیا و خرگه خورشید را منور کن
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
بیا و خرگه خورشید را منور کن
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
  • پس زمینه شب متن نوشته:  هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
بیا و خرگه خورشید را منور کن
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
ست
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر برآ و چراغ مه برکن
به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن
کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
بیا و خرگه خورشید را منور کن
حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
ستاره شب هجران نمی فشاند نور
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به ب
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
ستاره شب هجران نمی فشاند نور
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
ستاره شب هجران نمی فشاند نور
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ز در درآ و شبستان ما منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان
ستاره شب هجران نمی فشاند نور
بگو به خازن جنت که خاک این مجلس
از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم
چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
طمع به قند وصال تو حد ما نبود
لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان هوای مجلس روحانیان معطر کن
پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن
به بام قصر

    • پیاله-ساغر

      پیاله
      جام
      پیغاله
      قدح
      ساغر
      پیاله
      کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است
    • عود

      عود
      بربط
      عود
      از سازهای زهی شبیه به تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر. از آن جهت آن را بربط نامیده‌اند که شبیه سینه (بر) مرغابی (بط) است.
    • مجمر

      مجمر
      آتشدان، عودسوز. آتشدانی که در آن عود و عنبر و... را در آن می‌سوزانند.
    • خازن

      خازن
      خزانه دار، نگهبان
    • کرشمه

      کرشمه
      غمزه
      ناز و عشوه
      اشاره با چشم و ابرو
    • خرقه

      خِرقه
      لباسی که از وصله شدن تکه پارچه‌های گوناگون درست شده است. جامه مخصوص درویشان
    • قلندر

      قلندر
      شخص مجرد و بی‌قید
      درویش (بی قید در پوشاک و خوراک و طاعات و عبادات)
    • صوفی

      صوفی
      پشمینه پوش
      پیرو طریقه تصوف
    • مزوجه

      مزوجه
      کلاهی که میان آن از پنبه آکنده باشد، کلاه درویشان
    • صنوبر

      صنوبر
      صنوبر
      درختی از تیره ٔ ناژویان (مخروطیان ) دارای برگهای ضخیم و کوتاه و مخروطهای باریک و دراز.
    • سمن

      یاسمن
      یاسمین
      سمن
      یاس
      یاسمن
      درختچه ای از تیره ٔ زیتونیان که دارای گونه های برافراشته و یا بالارونده است . گلهایش درشت و معطر و به رنگهای سفید یا زرد و یا قرمز میباشد.
    • ساقی

      ساقی
      کسی که آب یا شراب به دیگران دهد.
    • خرگه

      خرگاه
      خرگه
      خیمة بزرگ ، سراپرده
      جا و محل وسیع
      جای خوشی
    • لعل

      لعل
      سنگ لعل
      از سنگ های گرانبها به رنگ سرخ
    • وصال

      وصال
      وصل
      رسیدن به معشوق
      وصال نزد سالکان، مقام وحدت است. وصال نزد عرفا، مرادف با وَصْل و اتصال است.
    • عیش

      عیش
      زندگانی
      معاش
      خوشی