شعرفارسی

تو را که هر چه مراد است در جهان داری
حافظ

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

  1. تو را که هر چه مراد است در جهان داری

    چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

    تو که هرچه که در دنیا می‌خواهی، داری، معلوم است که از دیدن حال ضعیفان ناتوان، دلت به درد نمی‌آید.

  2. بخواه جان و دل از بنده و روان بستان

    که حکم بر سر آزادگان روان داری

    از بنده‌ات جان و دلش را طلب کن و روح او را بگیر. که جان آزادگان به فرمان تو بسته است.

  3. میان نداری و دارم عجب که هر ساعت

    میان مجمع خوبان کنی میانداری

    کمر نداری (کمر بسیار باریکی داری) و با این حال در تعجب هستم که هر ساعت در وسط جمع خوبان، میدان‌داری می‌کنی.

  4. بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک

    سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

    نقشی شایسته سفیدی صورت تو وجود ندارد به این دلیل که خط سیاه و خوشبویی بر چهره گلگونت داری.

  5. بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام

    علی الخصوص در آن دم که سر گران داری

    شراب بنوش که همیشه سبکروح و لطیف هستی، به خصوص در آن زمانی که سرت از مستی شراب سنگین شده است.

  6. مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما

    مکن هر آن چه توانی که جای آن داری

    بیشتر از این به دل ما ستم نکن و بر ما تندی نکن. هر کاری که می‌توانی بکنی را انجام نده که سزاوار آن هستی.

  7. به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست

    به قصد جان من خسته در کمان داری

    اگر صدهزار تیر ستم در اختیار داشته باشی، همه آنها را در کمان می‌گذاری و به قصد جان من نشانه می‌روی.

  8. بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود

    که سهل باشد اگر یار مهربان داری

    همواره ستمگری نگهبانان و ستمکاری حسودان را تحمل کن که همه اینها وقتی که یاری مهربان داری، سهل و آسان است.

  9. به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم

    برو که هر چه مراد است در جهان داری

    اگر فرصت یک لحظه دیدار با دوست برایت فراهم شد، برو که به تمام آرزوهای عالم رسیده‌ای.

  10. چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ

    چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

    وقتی که دامن دامن گل از این باغ می‌بری، چرا باید نگران ناله و فریاد باغبان باشی؟

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به قصد جان من خسته در کمان داری
که سهل باشد اگر یار مهربان داری
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به قصد جان من خسته در کمان داری
که سهل باشد اگر یار مهربان داری
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش
  • پس زمینه شب متن نوشته:  چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به قصد جان من خسته در کمان داری
که سهل باشد اگر یار مهربان داری
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش می
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به قصد جان من خسته در کمان داری
که سهل باشد اگر یار مهربان داری
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی ال
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی ال
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  تو را که هر چه مراد است در جهان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
چو گل به دامن از این باغ می بری حافظ چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
که حکم بر سر آزادگان روان داری
میان مجمع خوبان کنی میانداری
سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
علی ا

    • مشکین

      مشک
      مشکین
      نافه‌ی آهوی نر
      ماده‌ای خوشبو و سیاه رنگ که از ناف آهوی خطائی بدست می‌آید.
    • ارغوان

      ارغوان
      ارغوان
      ارغوان
      درختی است با گل‌های سرخ رنگ
    • رقیبان

      رقیب
      نگهبان، مراقب. در زمان‌های قدیم، به شخصی اطلاق می‌شده است که برای مواظبت از زیبارویان و ... آنان را در مسیر، همراهی می‌کرده است.
      امروزه، رقابت کننده. ظاهرا، از آنجایی که نگهبانان، خودشان هم عاشق زیبارو می‌شده‌اند، و در این عشق به رقابت با عاشقان دیگر می‌پرداخته‌اند، به مرور زمان، واژه رقیب به معنی امروزی «رقابت کننده» درآمده است.
    • گل

      گل
      گل
      هرجا که گل به صورت مجزا به کار برده شود،(نام خاص آن ذکر نشود) منظور گل سرخ است.