برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
حافظ

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

  1. برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

    مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

  2. میان او که خدا آفریده است از هیچ

    دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست

  3. به کام تا نرساند مرا لبش چون نای

    نصیحت همه عالم به گوش من بادست

  4. گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست

    اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست

  5. اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی

    اساس هستی من زان خراب آبادست

  6. دلا منال ز بیداد و جور یار که یار

    تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

  7. برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ

    کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
  • پس زمینه شب متن نوشته:  مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اساس هستی من زان خراب آبادست
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست