اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
حافظ

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

  1. اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

    صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

    اگر در دین تو روا است که خون عاشق را بریزی، صلاح و مصلحت همه ما آن چیزی است که تو آن را به صلاح می‌دانی.

  2. سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات

    بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح

    سیاهی زلف سیاه تو سازنده ظلمات است. سفیدی روی همچون ماه تو، شکافنده بامدادان است.

  3. ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص

    از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح

    کسی نتوانست از تاب موهای همچون کمند تو رهایی یابد. کسی نتوانست در برابر ابروان همچون کمانچه و تیر چشمان تو به پیروزی برسد.

  4. ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان

    که آشنا نکند در میان آن ملاح

    از چشمانم، چشمه‌ای از اشک جاری شده است. (این چشمه آنچنان پرآب و خروشان است) که کشتی‌بان نمی‌تواند در میان آن شنا کند.

  5. لب چو آب حیات تو هست قوت جان

    وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح

    لب زندگی بخش تو، جان‌افزا است.  ذکر شبانگاهی وجود خاکی ما از اوست.

  6. بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری

    گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح

    لبان سرخ‌رنگ تو با صد التماس و زاری، به ما بوسه‌ای داد. با صدهزار پافشاری توانستم کام دلم را از او بگیرم.

  7. دعای جان تو ورد زبان مشتاقان

    همیشه تا که بود متصل مسا و صباح

    همیشه تا شب و روز به هم متصل هستند، دعا به جان تو، ورد زبان مشتاقانت است.

  8. صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ

    ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

    ای حافظ! از ما طلب مصلحت و توبه و تقوی نکن. از رند و عاشق و دیوانه، کسی به سامان نرسید.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زب
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زب
  • پس زمینه شب متن نوشته:  صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زبان
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زب
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود م
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مسا
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
ز دیده ام شده یک چشمه در کنار روان
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
بداد لعل لبت بوسه ای به صد زاری
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
که آشنا نکند در میان آن ملاح
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
همیشه تا که بود متصل مس

    • جاعل

      جاعل
      سازنده، آفریننده
    • کمندت

      کمند
      دام و طنابی که در جنگ بر گردن دشمن یا در شکار بر گردن حیوان می انداختند و او را به جانب خود می کشیدند.
    • ملاح

      ملاح
      کشتی‌بان، ناخدا
    • آب حیات

      آب حیات
      آب زندگانی
      آب حیوان
      چشمه حیوان
      گویند چشمه ای است در ظلمات که هر کس از آن بنوشد عمر جاودان پیدا می کند، اسکندر و خضر به دنبال آن رفتند، خضر از آن آب نوشید و عمر جاودان یافت. اما اسکندر از آن ننوشید و در جوانی عمرش را از دست داد
      کنایه از لب و دهان و سخن گفتن معشوق
    • لعل

      لعل
      سنگ لعل
      از سنگ های گرانبها به رنگ سرخ
    • صباح

      صباح
      بامداد، سپیده‌دم، روز