المنه لله که در میکده باز است
حافظ

المنه لله که در میکده باز است

  1. المنه لله که در میکده باز است

    زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

  2. خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی

    وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

  3. از وی همه مستی و غرور است و تکبر

    وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

  4. رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم

    با دوست بگوییم که او محرم راز است

  5. شرح شکن زلف خم اندر خم جانان

    کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

  6. بار دل مجنون و خم طره لیلی

    رخساره محمود و کف پای ایاز است

  7. بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم

    تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است

  8. در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید

    از قبله ابروی تو در عین نماز است

  9. ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین

    از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و کف پای ایاز است
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
از قبله ابروی تو در عین نماز است
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و کف پای ایاز است
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
از قبله ابروی تو در عین نماز است
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل
  • پس زمینه شب متن نوشته:  زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و کف پای ایاز است
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
از قبله ابروی تو در عین نماز است
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل م
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و کف پای ایاز است
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
از قبله ابروی تو در عین نماز است
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل مجنون و خم طره لیلی
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره م
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل مجنون و خم طره لیلی
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل مجنون و خم طره لیلی
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  المنه لله که در میکده باز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
بار دل مجنون و خم طره لیلی
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
با دوست بگوییم که او محرم راز است
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
رخساره محمود و