شعرفارسی

گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
فردوسی

  1. سخن هر چه گویم همه گفته اند

    بر باغ دانش همه رفته اند

    هر حرفی بزنم، (پیش از من پیشینیان) آن را گفته‌اند، همه میوه‌های باغ دانش را جارو کرده‌اند

  2. اگر بر درخت برومند جای

    نیابم که از بر شدن نیست رای

    اگر نتوانم بر بالای درخت تناور، جایی پیدا کنم و راهی برای بالا رفتن از آن درخت نباشد

  3. کسی کو شود زیر نخل بلند

    همان سایه زو بازدارد گزند

    اگر کسی که به زیر درخت خرمای بلند برود، همان سایه‌ درخت هم او را از آسیب محافظت می‌کند

  4. توانم مگر پایه ای ساختن

    بر شاخ آن سرو سایه فکن

    شاید بتوانم بر شاخه آن سرو سایه گستر پایگاهی درست کنم

  5. کزین نامور نامه شهریار

    به گیتی بمانم یکی یادگار

    تا به سبب این نامه شهریار (شاهنامه) نامدار، یادگاری از خود در این جهان باقی بگذارم

  6. تو این را دروغ و فسانه مدان

    به رنگ فسون و بهانه مدان

    تو این داستان‌ها را دروغ و افسانه نپندار. آنها را از جنس کلمات بیهوده و مکر و تزویر ندان

  7. ازو هر چه اندر خورد با خرد

    دگر بر ره رمز و معنی برد

    از میان این داستان‌ها، هر چه را که با عقل جور درمی‌آید، [حقیقت است] و بقیه‌اش که با عقل سازگار نیست، با رمزگشایی معنی پیدا می‌کند.

  8. یکی نامه بود از گه باستان

    فراوان بدو اندرون داستان

    یک کتابی بود از دوران باستان که در آن داستان‌های زیادی بود

  9. پراگنده در دست هر موبدی

    ازو بهره ای نزد هر بخردی

    بخش‌های مختلف این کتاب بصورت پراکنده در اختیار موبدان مختلفی قرار داشت. هر قسمت از این کتاب، در نزد یک انسان خردمند قرار داشت.

  10. یکی پهلوان بود دهقان نژاد

    دلیر و بزرگ و خردمند و راد

    یک انسان پهلوانی بود که از تخمه دهقانان بود و دلیر و بزرگمرد و دانا و جوانمرد بود.

  11. پژوهنده روزگار نخست

    گذشته سخنها همه باز جست

    او در موضوع تاریخ پژوهش می‌کرد و همه حکایت‌هایی را که از زمان گذشته بود، پیدا و جمع آوری می‌کرد.

  12. ز هر کشوری موبدی سالخورد

    بیاورد کاین نامه را یاد کرد

    از هر سرزمینی، هر موبد پیری را که این کتاب را در ذهنش داشت و بیاد می‌آورد، به پیش خود می‌آورد

  13. بپرسیدشان از کیان جهان

    وزان نامداران فرخ مهان

    و از آنها از کیان جهان و از آن نام‌آوران بزرگ خجسته سوال می‌کرد:

  14. که گیتی به آغاز چون داشتند

    که ایدون به ما خوار بگذاشتند

    که در آغاز چگونه از جهان نگهداری می‌کردند که هم اکنون آن را اینگونه پست و فرومایه باقی گذاشتند؟

  15. چه گونه سرآمد به نیک اختری

    برایشان همه روز کند آوری

    که چگونه دوران دلاوری برای آنها با خوش اقبالی به پایان رسید؟

  16. بگفتند پیشش یکایک مهان

    سخنهای شاهان و گشت جهان

    تک تک بزرگان برای او سخنان شاهان و سرگذشت جهان را تعریف کردند.

  17. چو بنشیند ازیشان سپهبد سخن

    یکی نامور نافه افکند بن

    هنگامی که پهلوان این سخنان را از بزرگان شنید، یک نافه نام‌آور را پایه گذاری کرد.

  18. چنین یادگاری شد اندر جهان

    برو آفرین از کهان و مهان

    و اینگونه بود که چنین یادگاری در جهان باقی ماند؛ کوچک و بزرگ، همگی او را تحسین می‌کنند.

  • بر

    بر
    بالا، بلندی
    باز
    تن، بدن
    سینه، پهلو
    میوه
  • سخن

    سُخُن
    سَخُن
    سُخَن
    سَخَن
    گفتار
  • رای

    رای
    رأی
    اندیشه ، فکر
    تدبیر
    عقیده ، اعتقاد
    شور، مشورت
    قصد، عزم
  • سرو

    سرو
    سرو
    سرو
    درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
  • دهقان

    دهقان
    صاحب ده
    کشاورز
    روستایی
    حافظ سنن و روایات ایرانی
  • راد

    راد
    رد
    دانا و خردمند
    جوانمرد
    بزرگ، سرور
    پهلوان، دلیر
    حاذق و هنرمند
    پیشوای بزرگ مغان، موبد، لقب زرتشت
  • فرخ

    فرخ
    خجسته، مبارک
    زیبا
  • بن

    بُن
    ریشه، بنیاد
    پایان، آخر