مسلمانان مرا وقتی دلی بود
حافظ

حافظ از دلشکستگی خود می گوید....

  1. مسلمانان مرا وقتی دلی بود

    که با وی گفتمی گر مشکلی بود

  2. به گردابی چو می افتادم از غم

    به تدبیرش امید ساحلی بود

  3. دلی همدرد و یاری مصلحت بین

    که استظهار هر اهل دلی بود

  4. ز من ضایع شد اندر کوی جانان

    چه دامنگیر یا رب منزلی بود

  5. هنر بی عیب حرمان نیست لیکن

    ز من محرومتر کی سائلی بود

  6. بر این جان پریشان رحمت آرید

    که وقتی کاردانی کاملی بود

  7. مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

    حدیثم نکته هر محفلی بود

  8. مگو دیگر که حافظ نکته دان است

    که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  مسلمانان مرا وقتی دلی بود
به گردابی چو می افتادم از غم
دلی همدرد و یاری مصلحت بین
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
هنر بی عیب حرمان نیست لیکن
بر این جان پریشان رحمت آرید
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
مگو دیگر که حافظ نکته دان است که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به تدبیرش امید ساحلی بود
که استظهار هر اهل دلی بود
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
ز من محرومتر کی سائلی بود
که وقتی کاردانی کاملی بود
حدیثم نکته هر محفلی بود
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود