خوشا شیراز و وضع بی مثالش
حافظ

  1. خوشا شیراز و وضع بی مثالش

    خداوندا نگه دار از زوالش

  2. ز رکن آباد ما صد لوحش الله

    که عمر خضر می بخشد زلالش

  3. میان جعفرآباد و مصلا

    عبیرآمیز می آید شمالش

  4. به شیراز آی و فیض روح قدسی

    بجوی از مردم صاحب کمالش

  5. که نام قند مصری برد آن جا

    که شیرینان ندادند انفعالش

  6. صبا زان لولی شنگول سرمست

    چه داری آگهی چون است حالش

  7. گر آن شیرین پسر خونم بریزد

    دلا چون شیر مادر کن حلالش

  8. مکن از خواب بیدارم خدا را

    که دارم خلوتی خوش با خیالش

  9. چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر

    نکردی شکر ایام وصالش

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
  • پس زمینه شب متن نوشته:  خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  خوشا شیراز و وضع بی مثالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
میان جعفرآباد و مصلا
به شیراز آی و فیض روح قدسی
که نام قند مصری برد آن جا
صبا زان لولی شنگول سرمست
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
مکن از خواب بیدارم خدا را
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر خداوندا نگه دار از زوالش
که عمر خضر می بخشد زلالش
عبیرآمیز می آید شمالش
بجوی از مردم صاحب کمالش
که شیرینان ندادند انفعالش
چه داری آگهی چون است حالش
دلا چون شیر مادر کن حلالش
که دارم خلوتی خوش با خیالش
نکردی شکر ایام وصالش