روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
حافظ

روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
ماه رمضان به پایان رسیده و عید سعید فطر از راه رسیده است و شاعر دلش هوس شراب کرده و سعی می کند این کار را توجیه کند

  1. روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست

    می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

  2. نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت

    وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

  3. چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد

    این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست

  4. باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

    بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

  5. ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق

    آن که او عالم سر است بدین حال گواست

  6. فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم

    وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست

  7. چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

    باده از خون رزان است نه از خون شماست

  8. این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود

    ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
باده از خون رزان است نه از خون شماست
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ا
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
باده از خون رزان است نه از خون شماست
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ا
  • پس زمینه شب متن نوشته:  می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
باده از خون رزان است نه از خون شماست
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ایز
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
باده از خون رزان است نه از خون شماست
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ا
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گ
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وا
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
وا
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
و