فریاد من از فراق یارست
سعدی

  1. فریاد من از فراق یارست

    و افغان من از غم نگارست

  2. بی روی چو ماه آن نگارین

    رخساره من به خون نگارست

  3. خون جگرم ز فرقت تو

    از دیده روانه در کنارست

  4. درد دل من ز حد گذشتست

    جانم ز فراق بی قرارست

  5. کس را ز غم من آگهی نیست

    آوخ که جهان نه پایدارست

  6. از دست زمانه در عذابم

    زان جان و دلم همی فکارست

  7. سعدی چه کنی شکایت از دوست

    چون شادی و غم نه برقرارست

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست
  • پس زمینه شب متن نوشته:  و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  فریاد من از فراق یارست
بی روی چو ماه آن نگارین
خون جگرم ز فرقت تو
درد دل من ز حد گذشتست
کس را ز غم من آگهی نیست
از دست زمانه در عذابم
سعدی چه کنی شکایت از دوست و افغان من از غم نگارست
رخساره من به خون نگارست
از دیده روانه در کنارست
جانم ز فراق بی قرارست
آوخ که جهان نه پایدارست
زان جان و دلم همی فکارست
چون شادی و غم نه برقرارست