چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
حافظ

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

  1. چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

    ور آشتی طلبم با سر عتاب رود

    اگر دست به سر موهایش بکشم، خشمگین می‌شود. و اگر درخواست آشتی کنم، من را سرزنش می‌کند.

  2. چو ماه نو ره بیچارگان نظاره

    زند به گوشه ابرو و در نقاب رود

    همانند ماه تازه، دل بیچارگانی را که به تماشای او ایستاده‌اند، با گوشه چشمی (با نشان دادن اندکی از ابروی خود)، می‌دزدد و بعد، روبنده‌اش را می‌اندازد.

  3. شب شراب خرابم کند به بیداری

    وگر به روز شکایت کنم به خواب رود

    شبی که شراب نوشیده‌ام،  باعث بی‌خوابی‌ام می‌شود و اینچنین موجب می‌شود که سیاه مست شوم. واگر در هنگام روز از این موضوع شکایت کنم، خود را به خواب می‌زند.

  4. طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

    بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

    ای دل، راه عشق ورزی، پر آشوب و پر فریب است. کسی که در این راه با شتاب حرکت کند، از پا می‌افتد.

  5. گدایی در جانان به سلطنت مفروش

    کسی ز سایه این در به آفتاب رود

    گدایی در جلو در خانه معشوق را با سلطنت عوض نکن. آیا کسی از زیر سایه خوش این درگاه بلند می‌شود تا برود زیر آفتاب بایستد؟

  6. سواد نامه موی سیاه چون طی شد

    بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود

    هنگامی که مرکب موی سیاه تمام شد (موی سیاه سیاهیش را از دست داد)، از سپیدی مو کم نمی‌شود، حتی اگر صدبار موهای سفید را جدا کنی.

  7. حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر

    کلاه داریش اندر سر شراب رود

    هنگامی باد غرور در سر حباب بیفتد، سروری‌اش را سر شراب از دست می‌دهد.

  8. حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز

    خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود

    ای حافظ! خودت حجاب و مانع دیدن راه، هستی. از سر راه بلند شو. خوش به حال کسی که در این راه، بدون اینکه مانعی جلو دیدش رابگیرد، قدم بردارد.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه ت
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه ت
  • پس زمینه شب متن نوشته:  ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه توی
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه ت
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
شب شراب خرابم کند به بیداری
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
کلاه داریش اندر سر شراب رود
خوشا کسی که