هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
سعدی

  1. هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او

    بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او

  2. باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا

    غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او

  3. هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند

    همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او

  4. من به کمند او درم او به مراد خویشتن

    گر نرود به طبع من من بروم به خوی او

  5. دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع

    دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او

  6. دامن من به دست او روز قیامت اوفتد

    عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او

  7. سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن

    روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به
  • پس زمینه شب متن نوشته:  بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به سن
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبری ز کوی او هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبر
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نبر
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
باغ بنفشه و سمن بوی ندارد ای صبا
هر کس از او به قدر خویش آرزویی همی کنند
من به کمند او درم او به مراد خویشتن
دفع زبان خصم را تا نشوند مطلع
دامن من به دست او روز قیامت اوفتد
سعدی اگر برآیدت پای به سنگ دم مزن بینش ما نیاورد طاقت حسن روی او
غالیه ای بساز از آن طره مشک بوی او
همت ما نمی کند زو بجز آرزوی او
گر نرود به طبع من من بروم به خوی او
دیده به سوی دیگری دارم و دل به سوی او
عمر به نقد می رود در سر گفت و گوی او
روز نخست گفتمت سر نب