اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
حافظ

  1. اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد

    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

  2. و گر به رهگذری یک دم از وفاداری

    چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

  3. و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس

    ز حقه دهنش چون شکر فروریزد

  4. من آن فریب که در نرگس تو می بینم

    بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

  5. فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

    کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

  6. تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز

    هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد

  7. بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ

    که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
  • پس زمینه شب متن نوشته:  ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
من آن فریب که در نرگس تو می بینم
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
هزار بازی از این طرفه تر برانگیزد
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد