روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
سعدی

  1. روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری

    چون پس پرده می روی پرده صبر می دری

  2. حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت

    کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری

  3. آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن

    ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری

  4. نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم

    گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری

  5. چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان

    حیف بود که سایه ای بر سر ما نگستری

  6. دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو

    در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری

  7. من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم

    گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری

  8. پند حکیم بیش از این در من اثر نمی کند

    کیست که برکند یکی زمزمه قلندری

  9. عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا

    هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای بر سر ما نگستری
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری
هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه ب
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای بر سر ما نگستری
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری
هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه ب
  • پس زمینه شب متن نوشته:  چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای بر سر ما نگستری
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری
هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه بها
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای بر سر ما نگستری
در ز عوام بسته به چون تو به خانه اندری
گر تو نظر به ما کنی ور نکنی مخیری
کیست که برکند یکی زمزمه قلندری
هر که سفر نمی کند دل ندهد به لشکری روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه ب
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
پند حکیم بیش از این در من اثر نمی کند
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
پند حکیم بیش از این در من اثر نمی کند
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
پند حکیم بیش از این در من اثر نمی کند
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ای
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری
حور بهشت خوانمت ماه تمام گویمت
آینه را تو داده ای پرتو روی خویشتن
نسخه چشم و ابرویت پیش نگارگر برم
چون تو درخت دل نشان تازه بهار و گلفشان
دیده به روی هر کسی برنکنم ز مهر تو
من نه مخیرم که چشم از تو به خویشتن کنم
پند حکیم بیش از این در من اثر نمی کند
عشق و دوام عافیت مختلفند سعدیا چون پس پرده می روی پرده صبر می دری
کآدمیی ندیده ام چون تو پری به دلبری
ور نه چه زهره داشتی در نظرت برابری
گویمش این چنین بکن صورت قوس و مشتری
حیف بود که سایه ا

    • قلندری

      قلندر
      شخص مجرد و بی‌قید
      درویش (بی قید در پوشاک و خوراک و طاعات و عبادات)