گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
سعدی

  1. گر ماه من برافکند از رخ نقاب را

    برقع فروهلد به جمال آفتاب را

  2. گویی دو چشم جادوی عابدفریب او

    بر چشم من به سحر ببستند خواب را

  3. اول نظر ز دست برفتم عنان عقل

    وان را که عقل رفت چه داند صواب را

  4. گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق

    بی حاصلست خوردن مستسقی آب را

  5. دعوی درست نیست گر از دست نازنین

    چون شربت شکر نخوری زهر ناب را

  6. عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست

    همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را

  7. آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز

    تا پادشه خراج نخواهد خراب را

  8. قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب

    من مست از او چنان که نخواهم شراب را

  9. سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق

    تیر نظر بیفکند افراسیاب را

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پادشه خراج نخواهد خراب را
من مست از او چنان که نخواهم شراب را
تیر نظر بیفکند افراسیاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیا
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پادشه خراج نخواهد خراب را
من مست از او چنان که نخواهم شراب را
تیر نظر بیفکند افراسیاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیا
  • پس زمینه شب متن نوشته:  برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پادشه خراج نخواهد خراب را
من مست از او چنان که نخواهم شراب را
تیر نظر بیفکند افراسیاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیار
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پادشه خراج نخواهد خراب را
من مست از او چنان که نخواهم شراب را
تیر نظر بیفکند افراسیاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیا
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پاد
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پاد
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق برقع فروهلد به جمال آفتاب را
بر چشم من به سحر ببستند خواب را
وان را که عقل رفت چه داند صواب را
بی حاصلست خوردن مستسقی آب را
چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
تا پا

    • افراسیاب

      افراسیاب
      افراسیاب
      شاه اسطوره‌ای توران پسر پشنگ در شاهنامه است. او دشمن ایرانیان بود و داستان نبردهایش با ایرانیان و به ویژه رستم خواندنی است. سرانجام به دست کیخسرو کشته شد.
      سرزمینی که تورانیان بر آن حکمرانی می‌کردند، بعدها توسط ترکان اشغال گردید. به همین دلیل، در متون قدیمی، توران و از جمله افراسیاب را (به اشتباه) ترک دانسته‌اند