مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
سعدی

  1. مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست

    قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست

  2. کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم

    که باز در همه عمرش سر تماشاییست

  3. امید وصل مدار و خیال دوست مبند

    گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست

  4. چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق

    به دست باش که هر بامداد یغماییست

  5. به بوی زلف تو با باد عیش ها دارم

    اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست

  6. فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد

    تو را که هر خم مویی کمند داناییست

  7. ز دست عشق تو هر جا که می روم دستی

    نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست

  8. هزار سرو به معنی به قامتت نرسد

    و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست

  9. تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب

    به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست

  10. نه خاص در سر من عشق در جهان آمد

    که هر سری که تو بینی رهین سوداییاست

  11. تو را ملامت سعدی حلال کی باشد

    که بر کناری و او در میان دریاییست

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش که هر بامداد یغماییست
اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست
تو را که هر خم مویی کمند داناییست
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست
به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست
که هر سری که تو بینی رهین سوداییاست
که بر کناری و او در میان دریاییست مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبن
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش که هر بامداد یغماییست
اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست
تو را که هر خم مویی کمند داناییست
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست
به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست
که هر سری که تو بینی رهین سوداییاست
که بر کناری و او در میان دریاییست مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبن
  • پس زمینه شب متن نوشته:  قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش که هر بامداد یغماییست
اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست
تو را که هر خم مویی کمند داناییست
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست
به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست
که هر سری که تو بینی رهین سوداییاست
که بر کناری و او در میان دریاییست مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبند
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش که هر بامداد یغماییست
اگر چه عیب کنندم که بادپیماییست
تو را که هر خم مویی کمند داناییست
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست
و گر چه سرو به صورت بلندبالاییست
به دست خویشتنم زهر ده که حلواییست
که هر سری که تو بینی رهین سوداییاست
که بر کناری و او در میان دریاییست مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبن
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبند
چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق
به بوی زلف تو با باد عیش ها دارم
فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد
ز دست عشق تو هر جا که می روم دستی
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب
نه خاص در سر من عشق در جهان آمد
تو را ملامت سعدی حلال کی باشد قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به د
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبند
چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق
به بوی زلف تو با باد عیش ها دارم
فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد
ز دست عشق تو هر جا که می روم دستی
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب
نه خاص در سر من عشق در جهان آمد
تو را ملامت سعدی حلال کی باشد قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبند
چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق
به بوی زلف تو با باد عیش ها دارم
فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد
ز دست عشق تو هر جا که می روم دستی
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب
نه خاص در سر من عشق در جهان آمد
تو را ملامت سعدی حلال کی باشد قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
کسی که روی تو دیدست از او عجب دارم
امید وصل مدار و خیال دوست مبند
چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق
به بوی زلف تو با باد عیش ها دارم
فراغ صحبت دیوانگان کجا باشد
ز دست عشق تو هر جا که می روم دستی
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
تو را که گفت که حلوا دهم به دست رقیب
نه خاص در سر من عشق در جهان آمد
تو را ملامت سعدی حلال کی باشد قرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
که باز در همه عمرش سر تماشاییست
گرت به خویشتن از ذکر دوست پرواییست
به دست باش