شعرفارسی

وقت لطیف شن

  1. باران

  2. اضلاع فراغت می شست

  3. من با شنهای

  4. مرطوب عزیمت بازی می کردم

  5. و خواب سفرهای منقش می دیدم

  6. من قاتی آزادی شن ها بودم

  7. من دلتنگ بودم

  8. در باغ یک سفره مانوس پهن بود

  9. چیزی وسط سفره شبیه ادراک منور

  10. یک خوشه انگور

  11. روی همه شایبه را پوشید

  12. تعمیر سکوت گیجم کرد

  13. دیدم که درخت هست

  14. وقتی که درخت هست پیداست که باید بود

  15. باید بود

  16. و رد روایت را تا متن سپید دنبال کرد

  17. اما ای یاس ملون

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.