شعرفارسی

رقص شیطان

  1. آمدی و آمدی و آمدی

  2. نرم گشودی در کاشانه را

  3. خنده به لب بوسه طلب شوخ چشم

  4. شیفته کردی دل دیوانه را

  5. سایه صفت آمدی و بیقرار

  6. خفت سراپای تو در بسترم

  7. نرگس من بودی و جای تو شد

  8. جام بلورین دو چشم ترم

  9. یک شرر از مجمر لب های تو

  10. جست و سراپای مرا سوخت سوخت

  11. بوسه ی دیگر ز لبت غنچه کرد

  12. غنچه ی لب های مرا دوخت دوخت

  13. گرمی ی آغوش ترا می چشید

  14. اطلس سیمابی ی اندام من

  15. عطر نفس های ترا می مکید

  16. مخمل گیسوی سیه فام من

  17. مست ز خود رفتم و باز آمدم

  18. دیده ی من دید که تر دامنم

  19. عشق تو را یافت که چون خون شرم

  20. از همه سو ریخته بر دامنم

  21. رعد خروشید و زمین ها گداخت

  22. کلبه ی تاریک دهان باز کرد

  23. سینه ی من ساز نواساز شد

  24. نغمه ی نشنیده یی آغاز کرد

  25. رقص کنان پیکر اهریمنی

  26. جست و برافشاند سر و پای و دست

  27. خنده ی او تندر توفنده شد

  28. در دل خاموشی و ظلمت شکست

  29. نعره برآورد که دیدی چه خوب

  30. خرمن پرهیز ترا سوختم

  31. شعله ی شهوت شدم و بی دریغ

  32. عشق دل انگیز ترا سوختم

  33. دیده ی من باز شد و بازتر

  34. دیدمت آنگاه که شیطان تویی

  35. در پس آن چهره ی اهریمنی

  36. با رخ افروخته پنهان تویی

  37. ناله برآمد ز دلم کای دریغ

  38. از تو چنین تر شده دامان من

  39. وای خدایا ز پی سرزنش

  40. رقص کنان آمده شیطان من

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.