شعرفارسی

انتظار

  1. باز ای دلبرا که دلم بی قرار توست

  2. وین جان بر لب آمده در انتظار توست

  3. در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست

  4. جز باده ای که در قدح غمگسار توست

  5. ساقی به دست باش که این مست می پرست

  6. چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

  7. هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان

  8. آسایشی که هست مرا در کنار توست

  9. سیری مباد سوخته ی تشنه کام را

  10. تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست

  11. بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد

  12. ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست

  13. هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت

  14. این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست

  15. ای سایه صبر کن که براید به کام دل

  16. آن آرزو که در دل امیدوار توست

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.