شعرفارسی

شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند

  1. شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند

    بیخودی تا به کی و بیهده رائی تا چند

  2. نیست کار تو به سامان و کیائی به نوا

    غره گشتن به چنین کار و کیائی تا چند

  3. با چنین مال و بقائی و متاعی که تراست

    لاف قارونی و دعوی خدائی تا چند

  4. تن مقیم حرم و دل به خرابات مغان

    کرده زنهار نهان زیر عبائی تا چند

  5. دنیی و آخرتت هر دو هوس میدارد

    یک جهت باش چو مردان دو هوائی تا چند

  6. ضامن نفس گر اینست بدین راضی شو

    غم درویشی و بی برگ و نوائی تا چند

  7. از در رحمت حق جوی گشایش چو عبید

    بر در بسته مخلوق گدائی تا چند

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.