شعرفارسی

ز سوز عشق من جانت بسوزد

  1. ز سوز عشق من جانت بسوزد

    همه پیدا و پنهانت بسوزد

  2. ز آه سرد و سوز دل حذر کن

    که اینت بفسرد آنت بسوزد

  3. مبر نیرنگ و دستان پیش او کو

    به صد نیرنگ و دستانت بسوزد

  4. به دست خویشتن شمعی نیفروز

    که در ساعت شبستانت بسوزد

  5. چه داری آتشی در زیر دامان

    کز آن آتش گریبانت بسوزد

  6. دل اندر وصل من بستی و ترسم

    که ناگه تاب هجرانت بسوزد

  7. ندارد سودت آنگاهی که یابی

    عبید آن نامسلمانت بسوزد

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.