شعرفارسی

درخت و کبوتر

  1. گفتند از درخت سخن گفتن

  2. در روزگار آتش و آهن جنایتی است

  3. اما من از درخت سخن گفتم

  4. زیرا که هر درخت به چشم من ایتی است

  5. از معجزه ی که آدمی اش نام کرده اند

  6. گفتند آنکه خنده به لب دارد

  7. نشنیده ب یگمان خبر هولناک را

  8. من خنده ای شگفت به لب دارم

  9. زیرا کبوتران من از آستان صبح

  10. پایان آن خبر را اعلام کرده اند