مثنوی

قالب قصیده از شعر عرب برگرفته شده، و غزل نیز به تدریج از دل قصیده بیرون آمده است؛ ولی مثنوی را شاعران فارسی زبان پدید آورده اند. این قالب از تعداد نامعینی بیت تشکیل شده است که در هر بیت مصراع های اول و دوم هم قافیه اند. قافیه می تواند در هر بیت عوض شود و با این فراخی میدان انتخاب برای قافیه، شاعر در طولانی کردن شع دست بازتری دارد و مانند غزل و قصیده نگران یافتن واژگان تازه ای با قافیه یکسان نیست.

این آزادی عمل در مثنوی، شاعران کهن ما را تشویق کرده که منظومه های طولانی را در این قالب بسرایند. چنانچه شاهنامه فردوسی یک مثنوی با طول شصت هزار بیت است. به این ترتیب، مثنوی قرن ها قالب بی رقیبی برای داستان سرایی، وقایع نگاری و حتی آموزش دانش های مختلف مثل آموزه های صوفیانه بوده است. همین باعث شده است که بسیاری از مثنوی های کهن نیز مثل همانند قطعه ها، عرصه بیان مفاهیم غیرشاعرانه و تعلیمی باشند یا حداقل معیار عیار شعر در آنها نسبت به غزل و قصیده کمتر باشد. حتی شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی هم در همه لحظات، شعر به مفهوم خاص آن نیستند.

سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است. از بهترین های مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیق ثنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد.

قدیمی ترین مثنوی سروده شدخ که اکنون به جز چند بیت چیزی از آن در دست نیست،  مربوط به رودکی است که متن کلیله و دمنه را در قالب مثنوی به نظم در آورده است.

دیدگاههای کاربران
از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.