شعرفارسی

یاد بود

  1. سایه دراز لنگر ساعت

  2. روی بیابان بی پایان در نوسان بود

  3. می آمد می رفت

  4. می آمد می رفت

  5. و من روی شن های روشن بیابان

  6. تصویر خواب کوتاهم را می کشیدم

  7. خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود

  8. و در هوایش زندگی ام آب شد

  9. خوابی که چون پایان یافت

  10. من به پایان خودم رسیدم

  11. من تصویر خوابم را می کشیدم

  12. و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود

  13. چگونه می شد در رگ های بی فضای این تصویر

  14. همه گرمی خواب دوشین را ریخت

  15. تصویر را کشیدم

  16. چیزی گم شده بود

  17. روی خودم خم شدم

  18. حفره ای در هستی من دهان گشود

  19. سایه دراز لنگر ساعت

  20. روی بیابان بی پایان در نوسان بود

  21. و من کنار تصویر زنده خوابم بودم

  22. تصویری که رگ هایش در ابدیت می تپید

  23. و ریشه نگاهم درتار و پودش می سوخت

  24. این بار

  25. هنگامی که سایه لنگر ساعت

  26. از روی تصویر جان گرفته من گذشت

  27. بر شن های روشن بیابان چیزی نبود

  28. فریاد زدم

  29. تصویر را بازده

  30. و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست

  31. سایه دراز لنگر ساعت

  32. روی بیابان بی پایان در نوسان بود

  33. می آمد می رفت

  34. می آمد می رفت

  35. و نگاه انسانی به دنبالش می دوید

بخش نظرات و درخواست‌ها

ثبت درخواست معنی و تفسیر

چنانچه در رابطه با مفهوم یا تفسیر کلمه یا عبارتی از این شعر، نیازمند توضیح می باشید، درخواست خود را از طریق فرم زیر مطرح نمایید. همچنین اگر قادر به راهنمایی و ارائه توضیحات برای درخواست های مطرح شده هستید، می توانید پاسخ خود را با کلیک روی دکمه پاسخ ارسال فرمایید.